سفارش تبلیغ
صبا
درباره ما
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
نویسندگان
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
ابر برچسب ها
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :48
  • بازدید دیروز :23
  • کل بازدید :340056
  • تعداد کل یاد داشت ها : 204
  • آخرین بازدید : 97/4/29    ساعت : 11:11 ص

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اصلی- فرعی و اهم : مهم کردن موضوعات در تصمیم گیری ها چه در حوزه فردی و چه در حوزه اجتماعی، یک اصل منطقی و حاکم بر دیگر اصول می باشد. این اصل را می توان در ردیف اصول بدیهی برای همه جوامع بشری دانست که به دلیل بدیهی بودن، هیچ کس روی آن تردیدی ندارد. نماز خواندن واجب و شکستن نماز بدون جهت حرام است، اما اگر هنگام خواندن نماز و در برابر دیدگان نمازگزار کودکی خردسال در آب افتاد که احتمال غرق شدن او می رود، در اینجا شکستن نماز نه تنها حرام نیست، بلکه واجب است که انجام گرفته و جان آن کودک نجات داده شود. این مثال روشن برای اهم و مهم کردن موضوعات در زندگی روزمره همه، به شکل فردی، گروهی، سازمانی و اجتماعی در مسائل گوناگون قابل بهره برداری می باشد. مشکل اصلی افراد، نه در فهم اصل بدیهی اهم و مهم، بلکه در تشخیص مصادیق این دو مفهوم می باشد. برخی آنچنان اشتباه بزرگ مرتکب می شوند که مسئله اصلی را فرعی و مسئله فرعی را به یک مسئله اصلی تبدیل می نمایند. سوال این است که اکنون مسئله اصلی انقلاب، نظام اسلامی و کشور چیست؟ برای این مسئله اصلی چه مصادیقی را می توان برشمرد؟ بدون تردید حفظ منافع ملی، تأمین مصالح اسلامی و امنیت ملی و شتاب بخشیدن به حرکت انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی برای تحقق آرمان ها و اهداف والای آن در ردیف مسائل اصلی به شمار می آید. برای دست یافتن به آنچه ذکر شد، یک کلمه اساسی، پرمعنا و همواره مورد تأکید حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، بیش از هر چیز دیگر باید مورد توجه همگان، به ویژه مسئولان در قوای سه گانه و نخبگان سیاسی و مذهبی قرار گیرد و آن یک کلمه عبارت است از؛ «حفظ وحدت کلمه». امام(ره) وحدت کلمه را رمز پیروزی

می دانستند و بر این اعتقاد  بودند که با حفظ همین وحدت کلمه می توان از همه موانع عبور کرد و به همه آرمان ها و اهداف دست یافت.اکنون شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که دشمنان خارجی و داخلی وحدت را که رمز پیروزی ملت ایران بوده، نشانه رفته اند. همگان باید مراقب باشند که هیچ مسئله ای مهم تر از حفظ وحدت وجود ندارد. وحدت امت با حرکت پشت سر امام تحقق می یابد. اساساً فلسفه ولایت و امامت پیامبر اعظم(ص) و امامان معصوم در عصر حضور و فقیه جامع شرایط در عصر غیبت عینیت بخشی به همین وحدت است. خداوند خود فرموده: «یدالله مع الجماعه» و نهی کرده از متفرق شدن «ولا تفرقوا» و امر کرده به چنگ زدن به ریسمان الهی «واعتصموا بحبل الله». حضرت علی(ع) و دیگر معصومین (علیهم السلام)، با صراحت با اشاره به ولایت و امامت، از این جایگاه اینگونه یاد می کنند: «و جعلها نظاماً للامه» یعنی خداوند ولایت و امامت را برای نظم بخشی به امت قرار داد. در واقع اگر بخواهیم به هر آنچه فضیلت، کرامت، عزت، افتخار و ... نام دارد برسیم، هیچ راهی جز حرکت در مسیر ولایت نداریم. اکنون باید همه مسئولان و دولتمردان به این مهم توجه داشته باشند که هر یک، تا چه اندازه در حفظ وحدت جامعه حول محور ولایت تلاش می کنند. به طور قطع کسانی که در این مسیر تلاش می کنند، مسئله اصلی را مورد توجه قرار داده و هر کس و به هر بهانه ای در مسیر دیگری تلاش می کند گرفتار مسائل فرعی شده است.

 

  یدالله جوانی

سرمقاله صبح صادق * دوشنبه *30 خرداد 1390 * 17 رجب المرجب 1432 * 20 ژوئن 2011 * سال دوازدهم * شماره 504*





      

گفتار و اعمال شریعتی مجموعه‌ای از اضداد بود که اگر با دقت بررسی نشود، هم می‌توان وی را متجدد غرب‌گرا نامید و هم مسلمان سنت‌گرا، هم می‌توان در اثبات سنی بودنش دلیل آورد و هم در تعصب شیعی‌اش استدلال کرد.

ادامه مطلب...



      

شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها   - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند. میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مى‌بینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اینها براى کشور خیلى باارزش است. بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجائى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت میشود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس میکند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار میگیرد، تفویت میشود؛ خب، انسان وارد میشود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوقهاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده میکنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.

عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبرى هم که بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. تا مردم عزیزمان اینجور با شور، با شعور، با بصیرت، با عزم راسخ در میدان هستند، لطف الهى شامل است؛ این را بدانید. تا ما توى میدان هستیم، سایه‌ى لطف الهى هست. ماها - من یک جور، شما یک جور، آن دیگرى یک جور، چهارمى یک جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برویم و اهداف را فراموش کنیم، البته کمک الهى هم کم خواهد شد





      

یک مقامی بالاتر از مقام ایمان هست، ایمان که الحمدلله خداوند لطف کرده همه ی شما از ایمان بهره مندید، خدا را قبول دارید، قیامت را قبول دارید، امامت را قبول دارید. اما اگر بخواهید این ایمان حفظ بشود، این ایمان بارور بشود، ایمان ثمر بدهد، به نتیجه برسد، یک عنصر دیگری باید به ایمان اضافه بشود. آن عنصر را باید پیدا کنید. اگر آن عنصر به ایمان اضافه بشود، علاوه بر این که اصل ایمان را حفظ می کند هر روز این ایمان شکوفاتر می شود، هر روز بالنده تر می شود واِلا هر روز باید منتظر خطر باشیم. ایمان یک عنصری است که خیلی برایش دندان تیز می کنند، مورد طمع واقع می شود. این طور نیست که به راحتی بشود حفظش کرد. اصلش در خطر است. اگر آن عنصر هم نباشد خیلی زود می تواند از بین برود. «یا ایها الذین امنوا امنوا». معلوم است یک مقام بالاتری هست تا بشود ایمان را حفظ کرد. دوستان عزیز! آن عنصر، عنصر جهاد است.


عنصر جهاد! اگر به ایمان اضافه شود، ایمان راکد نخواهد بود، ایمان عقبگرد نخواهد داشت، خطرات را پشت سر خواهد گذراند. هر روز هم نو خواهد بود. اگر این عنصر به ایمان اضافه نشود، یواش یواش کهنگی این ایمان را خواهد گرفت. روزمرگی انسان را در خودش فرو خواهد برد. چون زندگی مثل باتلاق است. مثل باتلاق شما بخواهید یا نخواهید درونش فرو می روید. زندگی این طوری است. باتلاقی است که به تدریج هم می کشد، انسان احساس آرامش هم می کند. عجب! به چه آرامشی داریم می رسیم، همه چیز دارد درست می شود. آنچه که عنصری است که نمی گذارد انسان در این باتلاق فرو برود، یک کشتی بگوییم، هاورکرافت بگوییم، هرچه بگوییم آن عنصر جهاد است که قرآن به آن در آیات مختلف اشاره می کند که با جهاد می شود زندگی را از حالت روزمرگی درآورد. همیشه رو به جلو بود. این که امام صادق(ع) با چهار هزار شاگرد[یاور] ندارد، کسانی هستند که عنصر جهاد را ندارند. امام حسین(ع) در بین آن همه آدم هفتاد و دو نفر را پیدا می کند که عنصر جهاد را در وجود خودشان پدید آوردند و یا بقیه مطالبی که عرض کردم.


این عنصر را من فقط خواستم برای شما طرح بحث بکنم که این را برایش فکر بکنید و در زندگی خودتان به دنبال این باشید که به ایمان شما این عنصر اضافه بشود. این عنصر که اضافه شد آن وقت ایمان واقعاً هر روز زندگی انسان را طراوت می دهد، شادابی ایجاد می کند. همیشه انسان با نشاط است، هیچ وقت احساس پوچی به او دست نمی دهد. هیچ وقت احساس خستگی هم به او دست نمی دهد. بدن خسته می شود، بدن زخمی می شود، اصلاً شاداب است. این که می گویند چه کار کنیم زندگی شیرین بشود، همیشه انرژی مثبت و همیشه از زندگی لذت ببریم، هیچ راهی غیر از این ندارد. تمام دنیا را به کسی بدهند، زندگی اش شیرین نمی شود. ما چون نداریم فکر می کنیم اگر چند میلیارد گیرمان بیاید، چند تا عنوان و مقام و همه چیز زندگی درست بشود، پس وضع ما درست خواهد شد. قطعاً چنین چیزی وجود ندارد. تمام این کره ی زمین را به یک نفر بدهند، بعد از چند روز از حلاوت می افتد، تمام می شود. تمام کره ی زمین را بدهند، هرآنچه روی زمین هست، انسان خیلی بزرگ تر از این حرف هاست. هرچه روی این زمین هست به کسی بدهند، بعد از مدت کوتاهی برایش عادی می شود. می گوید در کره ی مریخ چه خبر است؟ برویم کره ی زهره، ببینیم از سیارات دیگر خبری می شود پیدا کرد یا نه؟ آنچه زندگی انسان را شیرین می کند عنصر جهاد است و از روزمرگی خارج می کند.

 تکمیل مطلب...



      

جهاد اقتصادى، یعنى مبارزه‌ى اقتصادى

جهاد اقتصادى، صرفاً تلاش اقتصادى نیست.جهاد یک بارِ معنائى ویژه‌اى دارد.هر تلاشى را نمیشود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویاروئى با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشى میکند، دشمنى در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک وقت شما میخواهید یک تلاشى را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنى سینه به سینه‌ى شما ایستاده است؛ این میشود جهاد. ممکن است یک وقت این جهاد به شکل قتال باشد، ممکن است جهاد مالى باشد، ممکن است جهاد علمى باشد، ممکن است جهاد فنى باشد؛ همه‌ى اینها جهاد است؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است. اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما براى «جهاد» معادلى پیدا کنیم، میشود «مبارزه». جهاد اقتصادى، یعنى مبارزه‌ى اقتصادى.

در این جهاد اقتصادى همه شریکند. در اداره‌ى اقتصاد یک ملت، مصرف هم یک رکن عمده است؛ مصرف درست، مصرف خوب، مصرف دور از اسراف و تبذیر و اتلاف مال؛ همین چیزى که همیشه توصیه میشود.

ایجاد فرهنگ کار و تلاش للَّه. شما حتّى سر یک کلاس، یک معلم هم که باشید، میتوانید در این جهاد اقتصادى سهیم باشید؛ این فرهنگ را به این جوان، به این نیروى انسانىِ فردا تعلیم میدهید؛ این میشود جهاد اقتصادى. در هر بخشى که باشید، میتوانید در این جهاد سهیم باشید.

 




برچسب ها : جهاد اقتصادی  ,


      


پیامهای عمومی ارسال شده

+ به ما هم سری بزنید